موانع و مشکلات اشتغال زنان

وظیفه نگهداری و تربیت فرزند از جمله وظایفی است که بنا به مقتضای غریزه و فطرت به عهده زنان بوده و ابزار لازم جهت این مهم در نهاد وی به ودیعه گذاشته شده است، لکن فشارهای اقتصادی ناشی از عوامل مختلف و کاهش توان اقتصادی خانواده ها و نیز طرح مسایل جدید درخصوص رشد و تعالی زنان جامعه از لحاظ علمی و فرهنگی و حرکت جهانی در زمینه استفاده از خلاقیت و توانمندیهای نیمی از پیکره جامعه و خودکفا شدن جامعه زنان و... حضور در اجتماع و توسعه فعالیت و اشتغال زنان را بیشتر نموده است. با توجه به ضرورتها و واقعیتهای یاد شده، اشتغال زنان در خارج از منزل از یکسو و نیز مسئولیت اولیه زن مسلمان درخصوص اهتمام به پرورش فرزندانی مکتبی، متعادل و هنجار از سوی دیگر، مشکلاتی را بوجود آورده است به طوری که عموما زنان متعهد جامعه ما با تحمل فشاری مضاعف در جهت به مقصد رساندن این بار سنگین تلاش می نمایند. لذا جا دارد تا دولت جمهوری اسلامی و کلیه مسئولین با در نظر گرفتن ایثار دوجانبه و خدمت صادقانه زنان شاغل، اقداماتی در جهت کاهش مشکلات و برطرف کردن موانع و آسانتر نمودن شرایط کار و زندگی آنان به عمل آورند و با اعطای امتیازات شغلی و اجتماعی برحسب توانمندیها و لیاقتها زمینه رشد و پویایی آنها را فراهم گرداند. همچنین ضرورت دارد با یک برنامه ریزی فرهنگی و تدوین سیاستهای مناسب، از نیروی کار صادق، متخصص، دقیق و دلسوز زنان بیش از پیش حمایت گردد. ذیلاً به پاره ای از موانع و مشکلات فکری، فرهنگی و رفاهی تأثیر گذار بر اشتغال زنان اشاره می نماییم.

1 وجود ذهنیت غلط و نگرشهای نادرست افراد جامعه (مردان و زنان) نسبت به فعالیتهای اجتماعی زنان در این رابطه و هدایت تفکرات افراطی و تفریطی در مسیر اعتدال از طریق ایفای نقش.

البته وزارتخانه های آموزشی و فرهنگی نظیر آموزش و پرورش، آموزش عالی و کلیه مراکز رسانه ای نقش عمده ای خواهند داشت به طوری که با اصلاح این نگرشها نیروی عظیمی از جمعیت فعال جامعه در خدمت رشد و توسعه کشور قرار خواهند گرفت.

2 فقدان زمینه مناسب و کافی جهت بروز خلاقیت و توانایی زنان و زمینه مشارکت بیشتر برای آنان توسط برنامه ریزان و سیاستگذاران کشور .

ضرورت دارد با بازگذاشتن بیشتر میدان جهت استفاده بهینه از این قابلیت های فکری جامعه زمینه حضور بیشتر آنان در تصمیم گیریها و برنامه ریزیهای کلان مملکت فراهم گردد. البته لازم به ذکر است که به برکت انقلاب اسلامی و دیدگاه و تفکر عمیق و نشأت گرفته از اسلام ناب محمدی شاهد بهبود وضعیت زنان در ابعاد مختلف می باشیم.

3 ضروری است برای تحقق امر فوق علاوه بر اصلاحات ساختاری، اجتماعی، فرهنگی و تغییر باورها، زنان نسبت به حقوق و توان خود، آگاهی یابند و با اثبات تواناییهای خود، نگرشهای فاقد اصالت و مغایر با اسلام را تغییر دهند؛ آنها باید درک نمایند که مشکلاتشان از بی کفایتی و کمبود اطلاعات و دانش آنان نبوده و اگر در یک سیستم اجتماعی نسبت به زنان تبعیض قایل شوند، قابل تغییر بوده و می توان برای بهبود آن کوشش نمود.

4 استراتژیهای توسعه باید از سوی برنامه ریزان و سیاستگذاران در مورد زنان معین و مصوب شود؛ به طور مثال نقش و سهم زنان در برنامه های رشد و پیشرفت کشور ارزیابی شود. متأسفانه در بخشهای مختلف برنامه اول و دوم توسعه از جمله اهداف، اصول و سیاستها، نقش و مسایل زنان به صورت شفاف و قابل قبول، مطرح نشده و جهت رفع خلاء و مشکلات آنها تمهیداتی پیش بینی نشده است.

5 سیستم آماری کشور باید متحول و در تمام شاخص ها به تفکیک جنس تنظیم گردد. بطور مثال سهم و نقش زنان در اشتغال (بخشهای دولتی، غیردولتی، کارهای مولد خانگی و بسیاری از کارهایی که هنوز از سوی زنان به عنوان شغل محسوب نمی شود، ولی در تولید ناخالص ملی مؤثر است) و یا در سرشماریهای نفوس و مسکن به طور واقعی این نقش ترسیم نشده است. به طور مثال شاغلین زن 10 ساله و بیشتر در بخش کشاورزی 243هزار نفر تخمین زده می شود در حالی که بنا بر گفته وزیر کشاورزی41 تولید ناخالص ملی کشور را بخش کشاورزی تأمین می نماید و 40% از نیروی کار در بخش کشاورزی را زنان تشکیل می دهند.

6 ضروری است با برنامه ریزی صحیح و تدریجی مشارکت زنان نهادینه گردد و برای استفاده بهتر از نیروی زنان در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی این نیروها شناسایی شود تا تعداد آنها، نوع تخصص و سهم آنها در تولید مشخص گردد و از آنها به عنوان منابع انسانی در جهت تأمین نیازهای واقعی کشور بهره گیری شود و از سوی دیگر تشکیلات زنان در تمام سطوح به تناسب توانایی های آنها ارتقا یابد و به تدریج با تشکیل گروههای تحقیق به صورت علمی و آماری، مشکلات و معضلات واقعی آنان بررسی شود تا در مراحل مختلف برنامه ریزیهای کلان کشور، بتوان نسبت به حل این مشکلات و تحقق اهداف کمی و کیفی توسعه اقدام نمود.

سایر موانع و مشکلات زنان شاغل:

فقدان امکانات فنی و حرفه ای به اندازه کافی برای بانوان به منظور کسب تجربه و فقدان سرمایه کافی جهت ایجاد فرصتهای شغلی (خود اشتغالی)؛

فقدان مکانیزمهای لازم جهت کاریابی بانوان به طور اعم و بانوان سرپرست خانواده به طور اخص؛

عدم هماهنگی بین رشته تحصیلی دختران با مشاغل مورد نیاز جامعه؛

فقدان روحیه تعاون و همکاری اعضای خانواده با یکدیگر جهت اداره مطلوب خانواده به منظور ایفای هرچه بهتر مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی زنان؛

عدم ارتقا سطح علمی و شغلی زنان و راهیابی به پست های بالاتر مدیریتی به دلیل اعمال تفکرات سلیقه ای؛

عدم کفایت مهدکودکهای دولتی و کارگری و مطلوب نبودن شرایط آنها از نظر کمی و کیفی؛

کمبود تحقیقات خصوصا در زمینه بررسی جامعه شناختی اشتغال زنان؛

گردشی بودن بعضی از مدارس فرزندان بانوان شاغل؛

فقدان محیط های ورزشی مناسب، ویژه بانوان شاغل؛

عدم احتساب خانه داری به عنوان شغل و نقش آن در اقتصاد خانواده و جامعه؛

اشتغال و نقش های خانوادگی زنان

وظیفه اصلی زنان بنابر خلقت الهی ایفای نقش مادری و تربیت فرزندان به عنوان راز تداوم حیات بشری می باشد و به شهادت تاریخ، هیچ زنی نبوده است که در کنار وظایف احتمالی خود نخواسته باشد از این وظیفه خطیر که با مقتضیات فطری و خُلفی و خَلقی او ارتباط دارد، اجتناب ورزد، از طرفی نمی توان شایستگی ها و توانایی های زنان را به عنوان نیمی از پتانسیل فکری جامعه در پذیرش بعضی مسئولیت ها در عرصه های فرهنگی علمی و تربیتی و سیاسی نادیده گرفت.

درجهان امروزآنچه درتوسعه وپیشرفت کشورها نقش مؤثری دارد، هنر برنامه ریزی و بهره برداری اصولی از توانایی ها و استعدادهای انسانی است. به طوری که به نسبت افزایش درصد نیروهای شایسته و فعال جامعه نسبت به کل جمعیت، موجب می شود تا جامعه از موقعیت فرهنگی، اجتماعی واقتصادی بهتری برخوردارگردد. اگر جامعه ای زیرساختهای فرهنگی خود را همگام با نیازهای فرهنگی - اجتماعی خود متحول نسازد، احتمالاً در مسیر حرکتهای عمیق و ریشه دار خود دچار مشکل خواهد شد، در این رابطه باید از یک طرف در جهت اصلاح نگرشهای فاقد اصالت درخصوص مشارکت زنان گام برداشت که این مهم بر دوش مراکز فرهنگی و تبلیغی و رسانه های ارتباطی می باشد و در مرحله بعد آنچه مؤثر است باز گذاشتن میدان برای بروز تواناییها و شکوفایی استعدادهای زنان با حفظ شخصیت و کرامت انسانی آنان و حفظ مصالح خانوادگی می باشد. از آنجا که ارکان اجتماع براساس مهندسی خلقت بر دوش دوجنس زن و مرد نهاده شده است، بنابراین حضور بانوان در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی برای رشد و تکامل خود، جامعه و خانواده از ارزش بالایی برخوردار است و حذف زنان از صحنه های اجتماعی در حقیقت حذف نیمی از جامعه انسانی می باشد که نتیجه آن، صدمه ای خسارتبار به اهداف نظام اسلامی خواهد بود؛ لذا ضروری است نظام اسلامی با رعایت مصالح کلی جامعه اسلامی و مصالح فردی مبتنی بر استعدادهای فطری زنان و مصالح خانوادگی (حفظ کیان خانواده به عنوان یک اصل مهم) زمینه اشتغال و مشارکت متناسب با شئونات زن مسلمان را با حفظ حریم الهی، عفاف و تقوی برای زنان فراهم آورد، چنانچه مقام معظم رهبری می فرمایند: «زن و مرد هر یک در قلمرو زندگی اختصاصی و خانوادگی خود، وظایف خاصی را برعهده دارند ودر قلمرو زندگی اجتماعی باید وظایف و مسئولیت مشترکی را از طریق اعمال توانایی خود انجام دهند.»

بنابراین باید، میان شایستگی ها و ضرورتهای حضور اجتماعی زنان از یک سو و باورهای غلط و شایعی که بانوان را ضرورتا به داشتن یک شغل در خارج از منزل ملزم می کند، تفاوت قایل شد و اولویت را در ابراز شایستگی زنان در فعالیتهای علمی، فرهنگی آموزشی و تربیتی قرار داد. این مسأله در تقابل با دیدگاهی است که استفاده از قدرت و نیروی جسمی زنان را به عنوان نیمی از نیروی کار ارزان در خدمت توسعه صنعتی و اقتصادی ضروری می داند. در جامعه ای که توسعه، فرآیندی برای بالا بردن هماهنگ و یکپارچه کیفیت زندگی مردم در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، تربیتی و اقتصادی می باشد، و از سوی دیگر توسعه، همچون غایتی است که فرد به موجب یک جهان بینی الهی می تواند به کرامتهای انسانی دست یابد؛ نقش زن اهمیت ویژه ای دارد، به گونه ای که زن در نگاه حضرت امام(ره) شایسته مقام کرامت است و بشر از برکت وجود او می تواند به ارزشهای والای انسانی دست یابد و نقش اساسی او به عنوان رکن و عامل اصلی توسعه انسانی در درون خانواده معنا پیدا می کند. امروز خانواده، محل اصلی توسعه نیروی انسانی است، به گونه ای که انسانها در کانون خانواده (واحد بنیادین جامعه) بر اساس نقش محوری زن تربیت می شوند. خانواده به عنوان اولین پایگاه اجتماعی، جامعه پذیری فرزندان را برعهده دارد، و فرزندان، روابط اجتماعی را در درون خانواده می آموزند و با قوانین، نظم و ترتیب، آشنا می شوند و فرهنگ کار، تلاش، گذشت، فداکاری، محدودیت و آزادی صحیح و منطقی را تجربه می کنند. خانواده مرکز ثقل و قلب جامعه و محور اصلی اجتماع است. خانواده جایگاه شناخت مفهوم عشق الهی، مودت بین افراد، اصلاح نگرشها و ممارست برای زندگی اجتماعی است. بر همین اساس زنان ایفای وظیفه خطیر خویش را در تربیت انسانها کمتر از حضور در صحنه های اجتماعی و اشتغال نمی دانند. لذا ایجاد تعادل و توازن در اینگونه مسئولیت ها و ایفای مناسب آنها ضروری می باشد، تا انجام یک مسئولیت به انجام امر دیگر لطمه وارد نسازد و این مسأله مستلزم وجود عوامل و پارامترهایی نظیر امکان انجام مسئولیتهای چندگانه توسط زنان می باشد، به گونه ای که بتوانند هر دو نقش خویش را ایفا نمایند و در صورت عدم امکان انجام توأمان مسئولیتهای بیرون و درون منزل، با بازشناسی و تشخیص مصالح، ارجحیت را در انجام نقش مادری قرار دهند. جالب اینکه مسیر حرکت تک بعدی اقتصادی و صنعتی در دنیای غرب در سالهای گذشته، امروز آنان را نسبت به آینده چنین حرکتی نگران کرده است و این تجربه می تواند زنان کشور ما را قادر سازد تا برای حفظ کیان خانواده اولویت قایل شوند، اما نکته قابل تأمل این است که توان و استعداد بالای بعضی از زنان جامعه ما، آنها را از پرداختن صرف به امور منزل و امور خانه به سوی مشارکت بیشتر سوق می دهد تا جامعه از توان علمی و فرهنگی آنها بهره برداری نماید. بدین سبب آنها در کنار توجه و احساس مسئولیت مادرانه نسبت به جایگاه تربیتی و پرورشی نسل آینده به پیشرفت و اعتلای علمی و اقتصادی و فرهنگی جامعه نیز توجه نموده و خود را در آن سهیم می دانند و قبل ازاینکه به عنوان فردی صاحب شغل شناخته شوند و قبل از آنکه مسأله شاغل بودن آنها دارای اهمیت باشد، نقش و کارکردهایی را که زن در خانه بر عهده دارد (خصوصا تربیت فرزند) بر کارکرد اداری و شغلی خود ترجیح می دهند. ایفای نقش زن در خانواده به عنوان همسر و مادر به نحو مطلوب، بسیار دشوار و سنگین می باشد و اشتغال، وظیفه سنگین دیگریست که زنان باید با تحمل مشکلات و سرپنجه تدبیر و توانمندی آنرا به سرمنزل مقصود برسانند و تلفیقی مناسب و سالم بین این دو مسأله ایجاد نمایند و ضرورتها، نیازها و توانایی ها را تشخیص دهند. طبق آمار موجود در ایران از هر 100 زن تحصیل کرده 30 زن بیکار و یا جویای کار هستند(1) که البته این آمار متعلق به سالهای قبل است. کمبود شغل به عنوان یک مسئله حاد، پیشرفت فردی و تکامل جمعی یک اجتماع را تهدید می کند و مستلزم راه حلی جدی است. در برخی موارد زنان با وجود داشتن تحصیلات برای همیشه بدون شغل باقی می مانند و یا گاهی اوقات نمی توانند در شغلی متناسب با کرامت و شخصیت خود مشغول به فعالیت شوند. بنابراین ضروری است زنان شالوده برنامه ریزی خود را بر پایه انتخاب یک شغل سالم قرار داده و به جای توجه به کارهای خدماتی، به فعالیتهای تحقیقاتی، فرهنگی و مدیریتی بپردازند. هر چند امروزه در جامعه توزیع مناسبی در رابطه با اشتغال زنان وجود ندارد و زنان شاغل بیشتر از مردان در خطر از دست دادن شغل خود قرار دارند، زیرا مشکلات خانوادگی مانند بالا رفتن تعداد فرزندان، از دست دادن کار به دلیل مهاجرت یا اشتغال همسر و... نیز تأثیرگذار می باشد. امید است با برنامه ریزیهای علمی و فرهنگی علاوه بر اینکه در مورد اشتغال، بین زنان و مردان تعادل و توازن بیشتری ایجاد گردد، گامهای اساسی درخصوص افزایش کیفیت اشتغال بانوان و بهبود وضعیت آنان برداشته شود.

احتساب خانه داری به عنوان شغل

خانه داری در لغت به معنای تدبیر منزل، مواظبت زن در کارهای خانه است. از نظر لغوی، زنی که امور خانه را با نظم و اقتصاد اداره می کند، خانه دار نامیده می شود.

شغل از نظر لغوی به معنی پیشه است. در برخی موارد شغل در مقابل فراغت و کارهای نامنظم روزانه قرار دارد. بنابر این تعاریف، خانه داری کار است، کاری که شامل نظم و اقتصاد و اداره امور خانه است لذا به عنوان کار و پیشه و شغل محسوب می شود، صرفنظر از اینکه دولتی باشد یا خصوصی، کارفرمایی باشد یا خویش فرمایی.

خانه داری، مجموعه ای از انواع مشاغلی است که هر یک از آن کارها در اجتماع به تنهایی تعریف شده و شغل محسوب می شود و شاغلین هر یک از این مشاغل به اعتبار مؤسسه یا کارگاهی که در آن اشتغال دارند مورد حمایت های قانونی قرار می گیرند. زن خانه دار در عین حال، معلم، حسابدار، پرستار، آشپز، خیاط، مدیر و... است. او معلّم است، زیرا وظیفه هدایت تحصیلی فرزندان را در خانه در حد توان بر عهده دارد. حسابدار است، چون عهده دار خرج و دخل خانواده است و توازن اقتصادی خانواده را حفظ می کند و می کوشد تا از روی صداقت، دلسوزی، احساس مسؤولیت و محاسبات خردمندانه ی خود دخل و خرج خانواده را تحت کنترل در آورد، حتی اگر وضع مادی خانواده خوب باشد به خود اجازه نمی دهد که زیاده روی کند. او واقف است که درآمد و ثروت، برای گذراندن متعادل زندگی است نه برای فخرفروشی. از جنبه های مهم در مدیریت خانه، دوری از تجمل و هوسهای جاهلانه است. زن ایرانی می داند که سرمایه گذاری در تربیت فرزند و تأمین نیازهای آموزشی اهل خانواده برای توسعه فرهنگ خانواده، به مراتب بهتر از خرید لباس زیبا و یا وسایل تزئینی می باشد.

زنِ خانه دار پرستار است؛ زیرا وظیفه تأمین آسایش افراد خانواده را برعهده دارد و در خوشی و ناخوشی است که چراغ خانه را می افروزد. خانه ی خوب تابع نیرویی است که آن را اداره می کند و چنین نیرویی در زن به طور طبیعی تری موجود است و در خانه فردی مقتدر، صاحب رأی و نفوذ است. به عبارت دیگر خانه هر زن، جایگاه مدیریت او محسوب می شود، بنابراین او باید بتواند امور خانه را در سایه صلاح و عفاف خویش و اعمال عقل سلیم و خرد توأم با عشق و احساس و صفا تنظیم نماید تا افراد آن خانواده، سالم و خوشبخت شوند. این مفهوم مورد تأیید اسلام است و جامعه را به اعطای شخصیت به زنان و استقلال آنها متوجه می سازد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «والمرأة سیدة بیتها و مسئولة عن رعیتها» زن خانم و رئیسه خانه خویش است، این ریاست او مسئولیت دارد.

زن خانه دار آشپز است، زیرا تهیه و پخت و حاضر نمودن خوراک یومیه خانواده و تلاش جهت تأمین تغذیه و بهداشت و ارتقاء سلامتی اعضاء خانواده را برعهده دارد، زنِ خانه دار خیاط است، چون دوخت و دوز و تهیه پوشاک و البسه خانواده را در حد توان از وظایف خود می داند و از این طریق به اقتصاد خانواده کمک می کند و زن خانه دار بسیاری از کارهای دیگر را انجام می دهد که در تقسیم سنتی کار در منزل اکثرا به عهده زن گذاشته شده است و این یکی از شاق ترین مسئولیتهاست، زیرا جزو فعالیتهایی است که با ظرافت و صرف وقت و انرژی زیاد صورت می پذیرد و هرکسی از عهده این کار بر نمی آید و متأسفانه عده ای انجام دادن تمام این کارها را در خانه جزء وظیفه بانوان تلقی کرده و اجبارا به زنان واگذار کرده اند و برای حاصل کارشان نیز ارزشی قایل نبوده اند، اینان قطعا نه شناخت صحیحی نسبت به کار دارند و نه نگرش اسلام را نسبت به زن می دانند و حتی در مواردی در ارتباط با انجام کارهای منزل زنان را مورد عتاب و خطاب قرار می دهند. در حالی که می دانیم خداوند متعال زن را مختار کرده است تا در صورت تمایل کار منزل را انجام دهد. در مورد کار زنان در خانه می توان پرسید؛ آیا بانوی خانواده می تواند کارهای منزل را انجام ندهد و به فرد دیگری بسپارد تا خودش به کار خارج از منزل بپردازد؟ آیا اگر کسی بخواهد کلیه کارهایی را که زنان انجام می دهند بر عهده بگیرد، چه مقدار از درآمد خانواده باید به او اختصاص یابد؟ چرا وقتی که شریک زندگی همه این کارها را با کیفیت و کمیت همراه با عشق و علاقه به اعضای خانواده انجام می دهد زحمات او را کار نمی دانیم و برای حاصل کارش ارزش مادی و معنوی قایل نیستیم؟ در حالی که براساس محاسبات به عمل آمده، خانه داری و اشتغال زن در داخل منزل بیش از دو برابر ساعات اشتغال مرد در تأمین مخارج زندگی تأثیر دارد، ولی متأسفانه این امر در فرهنگ برنامه ریزی کشور مغفول واقع شده است و مقدار ارزش افزوده خانه داری در درآمدهای ملی کشور، سهم و تأثیرش در تقلیل هزینه و مخارج خانواده (که تأمین آن شرعا به عهده مرد می باشد) از نظر ارزش فرهنگی و ارزش معنوی آن در انسجام و رفاه خانواده و رشد و ترقی مرد مورد توجه قرار نمی گیرد و با اینکه خانه داری شغلی دارای هویت است، اما به غیر از تصویب قانون اجرت المثل که بحث ارزش افزوده خانه داری را جز در موقع دعاوی دادگاههای خانواده و متأسفانه در هنگام جدایی و طلاق مطرح نمی کند، هنوز هیچگونه اقدام حمایتی و قانونی از زنان خانه دار به عمل نیامده است. با توجه به کیفیت شغل مورد نظر که خانه داری است و محل اشتغال که خانه است، ضروری است که برای آن دسته از زنان خانه دار که شاغل نبوده و از هیچ یک از صندوقهای حمایتی، حقوق دریافت نمی کنند و از مستمری پدر یا شوهر یا فرزند براساس شمول قوانین حمایتی خاص بهره مند نمی شوند، برای دوران از کار افتادگی، پیری و کهولت و یا ابتلا به بیماریهای مختلف و یا هنگام جدایی از همسر تدابیری اندیشیده شود و آنها را تحت پوشش بیمه قرار دهد. این گروه حدود 72% از جمعیت زنان را تشکیل می دهند و به سبب صرف تمامی اوقات خویش بدون اینکه وجه افتراقی میان اوقات موظف کار و اوقات فراغت ایشان باشد، تمامی تلاش خود را در کل اوقات زندگی صرف نظم و ترتیب خانه، تربیت و پرورش فرزندان و پرستاری آنان و حفظ معونه مرد و کمک به اقتصاد خانواده و نظم و نسق امور خانواده می نمایند و هیچگونه موقعیتی برای تأمین آتیه خویش ندارند. زنی که در جوانی و میانسالی چشم به دست همسر خود داشته و در پیری و کهولت و فقدان همسر، اغلب نانخور فرزندان خویش می شود و چه بسا حریم حرمت او نیز رعایت نشود، در صورتی که از طرف دستگاههای ذیربط تمهیداتی برای تأمین زندگی آتی او بشود، از دو جنبه فردی و اجتماعی قابل توجه است، زیرا از یک طرف با دلگرمی بیشتر به حفظ و حراست خانه و زندگی زناشویی می پردازد و اوقات خود را در منزل و در کنار فرزندان سپری می کند و چون از آینده خویش آسوده خاطر می باشد، فکر اشتغال خارج از منزل به منظور تأمین دوران سخت زندگی افکار او را به خود مشغول نکرده و بخشی از اوقات خود را به اشتغال بیرون از منزل صرف نمی کند.

اشتغال زنان در آیینه آمار

نقش زنان در سیر پیشرفت و تکامل و تعالی همه جوامع انسانی، عامل بنیادی می باشد. این دگرگونی بسیاری از وجوه زندگانی انسان از جمله، رشد اقتصادی و گسترش منابع مادی و اخلاقی و فکری جامعه را شامل می شود. با وجودی که زنان نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می دهند، اما سهم آنان در جمعیت فعال اقتصادی 30% می باشد. در کشور ما علیرغم حضور فعال اجتماعی زنان در صحنه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در جهت پیروزی انقلاب، تاکنون آمار مستندی وجود ندارد. در زمینه اشتغال زنان علیرغم حضور در فعالیتهای مختلف تولیدی و کشاورزی آمار رسمی دیده نمی شود و در جامعه شهری، از کل شاغلین کشور، حدود 12% و در جامعه روستایی، حدود 8/8% شاغلین را زنان تشکیل می دهند. بدین ترتیب از میان 12 میلیون شاغل کشور، در سال 1370، تنها یک میلیون و 200 هزار نفر زن شاغل وجود دارد. یعنی نسبت به رشد جمعیت کشور، رشد قابل چشمگیری در جمعیت زنان شاغل اتفاق نیافتاده است و سهم زنان همواره رقمی ثابت، حدود 10% جمعیت شاغل را به خود اختصاص داده است. این پدیده بیکاری، نشان می دهد که زنان متحمل بار سنگین تری بوده و فرصت کمتری برای اشتغال آنان فراهم شده است.(2)

میزان مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی در سطح کشورهای آسیایی 1/29% است،(3) - جدول شماره 1 - این درصد اندک، بیانگر این واقعیت است که اکثریت زنان این جوامع، بیکار و بدون حرفه می باشند. از آنجایی که اشتغال هر فرد در فعالیتهای اقتصادی با در نظر گرفتن هزینه سرانه، به سرمایه گذاریهای کلان نیاز دارد، ایجاد اشتغال برای زنان فاقد تخصص، نیازمند ایجاد مراکز تولیدی می باشد که بخش عظیمی از سرمایه گذاریها را به صورت ثابت نگه می دارد؛ از سوی دیگر با توجه به اینکه یکی از معضلات کشورهای در حال توسعه، پایین بودن تولید و درآمد ناخالص ملی است؛ لذا ضروری می باشد به فعالیت و اشتغال زنان توجه بیشتری مبذول داشت.